●઼~ღشـــیطونــــکا ●઼~ღ
* (`'•.¸ღ شعرهای عاشقانه برای تو که بهترینمیღ¸.• '´)*
عاشق شهامتم من پيرهن عزا بدوزه می بینی خراب و داغونت شدم ، سوختم خوشی تو رو به تنهایی خود فروختم
خدا ما رو برای هم نمی خواست
فقط می خواست هم رو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما، مال ما نیست
فقط خواست نیمه مون رو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می بینم می ری و می بینی می رم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه می شه زنده باشم، نه بمیرم
نمی گم دلخور از تقدیرم اما
تو می دونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می رسیدیم
داره رو دست ما می میره این عشق
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود...
![]()

با تو اين تن شکسته
داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن
توی رگهام نمیمیره
با تو انگار تو بهشتم
با تو پرسعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
اگه رو حصير بشينم
اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام
با تو در نهايتم من
با تو شاه ماهي دريا
بي تو مرگ موج تو ساحل
با تو شکل یک حماسه
بي تو يک کلام باطل
بي تو من هيچي نميخوام
از اين عمري که دو روزه
نرو تا غم واسه قلبم 


اگر ارزون تو رو دادم به یک دنیای که خود نیستم
چون که من زاده ی دردم و با درد و غم ، غریب نیستم
غریب نیستم ، غریب نیستم
گاهی وقت ها بی خبر میام کنار پنجرت
تا یک کم ببینمت ، آخ که دلم تنگه واست
خوشم از شادی تو ، وقتی می خندی با رقیب
تو دلم تازه می شه یک درد کهنه ی غریب
همه درد ها رو کشیدم جز این درد عاشقی
سهم من از باغ عشق شد گل زرد عاشقی
آی دلم ببخش اگر یک درد تازه ای اومد
آخرین فصل غمه ، باز فصل سرد عاشقی

| Design By : Night Skin |


